تبلیغات
لژیون همسفر آزاده - خلاصه عملکرد لژیون روز پنج شنبه مورخ 10-8-97
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : همسفر آزاده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
لژیون همسفر آزاده




به نام خدا

جلسه ی امروز پنج شنبه مورخ 10-8-97 با حضور سرکار خانم آزاده با استادی خانم افسانه و دستور جلسه ی سی دی قلب راس ساعت 19 آغاز به کار نمود:

سلام دوستان افسانه هستم همسفر
در مورد سی دی قلب استاد امین صحبت می کنیم. در بخش اول سی دی گفته میشود که شروع کنگره با دستور جلسه صورت مسئله اعتیاد بود و آقای مهندس و صورت مساله اعتیاد را حل کردند یک سری تحولات پشت سر هم اتفاق افتاد و دقیقاً این صورت مسئله داستانش مثل سرزمین ظلمات و چشمه حیات است معنی سرزمین بوده که چشمه حیاتی در آن وجود داشته و هر کس که به آن دست پیدا می‌کرده و از آب آن استفاده می کرده به جاودانگی می رسیده و در پیدا شدن صورت مسئله هم همان چشمه ی حیات است.
در طول هزاران سال است که اعتیاد به وجود آمده هیچکس نتوانسته جوابی برای آن پیدا کند و الان هم در کنگره به جواب مناسب رسیده ایم کافی است سریع به سایت های مختلف بزنیم میبینی که جواب قطعی برای درمان پیدا نکردند حال سوالی که پیش می آید اینکه چرا  پیدا کردن راه درمان اعتیاد انقدر سخت بود؟ انسان در یک سری علوم مثل مهندسی یا فیزیک پیشرفت کرد اما در مورد علوم انسانی چون انسان شامل دو بخش است آشکار و دیگری صور پنهان ، و بیشتر انسان ها اصلا نمی دانند و روان در صور پنهان چه چیزی است؟ وقتی می‌گویم حس خراب می‌شود معنی دقیق حس را نمیدانند یا میگوییم خواسته های نفس تنزل پیدا کرده! اصلا نمیدانند نفس چه چیزی است؟ و اینکه کلا چون صور پنهان را نمیشناختند برای همین راه حل مناسبی هم نداشتند. الان اگر ما از ۳ روانشناس درباره خشم سوال کنیم هر کدام از آنها جواب متفاوتی به ما میدهند!! به هر حال چون آقای مهندس درگیر اعتیاد بودند و علم هم داشتند توانستند این راه را پیدا کنند و این مجهول حل شد.
خانم آزاده: علمی که به صور پنهان مربوط باشد نظریات مختلفی در موردش داده می شود.در علم روانشناسی هم همین طور است و نظریه ها رو به تکامل است چرا؟ چون دارند نسبت به صور پنهان شناخت بیشتری پیدا میکنند .و نظر ها متفاوت است چون هر کدام از روانشناس ها از شخص خاصی پیروی میکنند. البته علم روانشناسی هم یک علم پایه دارد . ما یک اصل در روانشناسی داریم که مشاور نباید عقاید شخصی خودش را دخالت بدهد.
خانم افسانه: ما در کنگره بیشترین چیزی که راجع به آن صحبت می کنیم  و یا میشه گفت اولین چیزی که در کنگره در مورد آن آموزش می بینیم نفس هست و تعریف اش این آن چیزی که تعیین موجودیت می‌کند چه در ظاهر و چه در باطن و و نشانه این است که خواسته دارد و نفس در کنگره به شهر وجودی تشبیه شده است و ما در کتاب 60 درجه خوانده ایم که وجود انسان را تشبیه به شهر یا کشور کرده است و این شهر ساکنینی دارد و آن چه که آنها را  متفاوت کرده   تفاوت بین ساکنین است که درون این شعر یا کشور است ، اگر ساکنین از افراد متعادل باشند درون انسان آرامش دارد ولی اگر انسان های به هم ریخته باشد درون ما آرامش ندارد.چه چیزی از شهر وجودی محافظت میکند؟ در واقع آن چیز شخصیت انسان است.حالا شخصیت چیست؟ هر انسانی یک موجودیتی دارد یعنی یک سری توانایی ها و استعداد ها دارد یک سری خلق و خو دارد و همه اینها می شود شخصیت انسان و این شخصیت انسان مثل یک گنج می‌ماند و حال ما چگونه می توان از این گنج درون را محافظت کنیم؟ از طریق مثلث شخصیت که سه ضلع دارد 1) شایستگی 2) احساس امنیت3) معصومیت. 
یک سری انسانها هستند ، که توانایی هایی که در وجودشان هست باور ندارند مثلا طرف نقاشی خیلی خوبی هست ولی اصلا باور ندارد البته برعکس این موضوع نیز صادق است مثلا یک سری افراد هستند که هیچ توانایی ندارند ولی خودشان را باور دارند  و این حالت میشود منیت و شخص جایگاهش را بیشتر از آن چیزی که هست تصور می‌کند.
در واقع انسانی دارای تعادل است که توانایی های خودش را همان طور که هست ببیند  و آن را باور کند و احساس شایستگی کند.
ضلع بعدی احساس معصومیت است  و گاهی انسان کارهایی می کند که احساس می‌کند معصومیت اش را از دست داده .
خانم آزاده: گاهی آدم با چند عمل ضد ارزشی دچار این حس میشود یعنی حس خوبی نداری البته همه این ها طیف دارند از یک طیفی در پایین شروع میشود و میرود بالاتر.  در واقع این احساس گناه زمانی برای آدم پیش می آید که انسان معتقد باشد. وقتی آدم در نفس لوامه باشد و قوانین را زیر پا بگذارد باعث می‌شود شخصیت آدم از این ضلع آسیب ببیند  
خانم افسانه:ضلع سوم احساس امنیت میباشد .
خانم آزاده:انسان وقتی از این آسیب میبیند احساس می کنم همه دارند در مقابلش می ایستند  یا  علیه اش توطئه میکنند ، یا همش فکر میکند خیلی جامعه نا امن است  و این باعث شخصیت ام آسیب ببیند و نتوانم خوب زندگی کنم .این ضلع بسیار مهم می باشد و در همه جا کاربردی است از خانواده در محل کار و جامعه و مدرسه و....وظیفه من این که امنیت را تا جایی که وظیفه من است برقرار کنم و بقیه اش رو بسپارم به بقیه.
خانم افسانه :اگر  در شخصی این سه ضلع در وجودش باشد او از لحاظ تعادل در یک وضعیت مناسبی هست پس کار مثلث شخصیت این است که از نفس محافظت کند.حالا میخواهیم یک مدل برایش در نظر بگیریم که اون نمادش قلب است .اگر انسان قلبش در وضعیت مناسبی باشد مثلث شخصیت در درونش به خوبی وجود دارد. البته انسان باید مثلث دانایی هم داشته باشد و دانایی به مفهوم اینکه خواسته هایی که ما داریم به ما می گوید که این کار درست است یا نه؟حالا گفتم جذب نیروی که قوه عقل را به کار می اندازد و وقتی ما می خواهیم حس را پالایش کنیم این کار  به وسیله قلب انجام می پذیرد  و اگر مثلث شخصیت آسیب میبیند  در واقع شهر وجودی ما بی در و پیکر می شود و هر کسی با هر خواسته ای میتواند وارد آن بشود .مثلا انسانی که زیباست و احساس زیبایی نمیکند و اگر شخصی به ما بگوید چرا اینطور شدی ما سریع حالمان بد میشود! !!
خانم آزاده:بچه ها یک هفته به خودتان زمان بدهید و خوب دقت کنید که از کدام ضلع آسیب دیده اید؟ حالا آسیب نباید خیلی شدید باشد ولی رفتارهایمان نشان میدهد کدام است؟ اصلا زندگی تان را در این مقطع 5 سال اخیر مرور کنید متوجه میشوید کدام ضلع است؟ بررسی کردن خیلی خوب است و انشااله کمکمان کند.

جلسه با دعا پایان یافت.




نوع مطلب : گزارش لژیون پنجشنبه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 22 آذر 1397 :: نویسنده : سولماز فداکار
نظرات ()
سه شنبه 22 مرداد 1398 10:26 ق.ظ
thanks in favor of sharing such a pleasant thinking piece of writing is good thats why i have read it entirely
یکشنبه 25 آذر 1397 03:42 ب.ظ
بسیار عالی بود افسانه عزیزم موفق باشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر