تبلیغات
لژیون همسفر آزاده - خلاصه لژیون روز دوشنبه مورخ ۱۱-۴-۹۷
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : همسفر آزاده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
لژیون همسفر آزاده




بنام قدرت مطلق

امروز دوشنبه۱۱/ ۴/ ۹۷جلسه با حضور سرکار خانم آزاده بادستور جلسه وادی دوم به استادی خانم سولمازفداکار راس ساعت ۱۷:۳۰ دقیقه آغاز به کار کرد.
 وادی دوم: هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی دهد؛ هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر به هیچ فکر کنیم .
خانم سولماز: اولین مطلبی که بیان می شود این که در وادی اول یاد گرفتیم چگونه تفکر کنیم ،به چه چیزهایی فکر کنیم و به چه چیزهایی فکر نکنیم. ممکن در این مقطع به چیزهایی که داریم فکر میکنیم یادمون بیوفته که ما چه چیزهایی را از دست دادیم و....


 وادی دوم: هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی دهد؛ هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر به هیچ فکر کنیم .
خانم سولماز: اولین مطلبی که بیان می شود این که در وادی اول یاد گرفتیم چگونه تفکر کنیم ،به چه چیزهایی فکر کنیم و به چه چیزهایی فکر نکنیم. ممکن در این مقطع به چیزهایی که داریم فکر میکنیم یادمون بیوفته که ما چه چیزهایی را از دست دادیم و  به گذشته برمیگردیم و اون زندگی ایده آلی که می‌خواستیم را نداشتیم، بچه هامون چه چیزهایی را از دست دادند و خودمون لذت نبردیم از زندگی به ناامیدی می رسیم حالا میگه وقتی انسان به اینجا می‌رسد ، نا امید میشه و در واقع همان چیزی که نیروهای منفی و شیطان می‌خواهند همین جاست و میاد از خدا می پرسه و گله و شکایت میکنه که چرا من را  بدنیا آوردی، این چه وضعیتی که من دارم و دائم شکایت میکنه و میگه این چه زندگی که من دارم و خودش باعث میشه از حرکت باز بمونه؛ تو سی دی ناامیدی استاد امین یاد گرفتیم که ناامیدی به چه معناست ناامیدی یعنی وقتی انسان با تمام وجودش چیزی را میخواد تلاش هم میکنه اما باز هم به او نمیرسه، اینجاست که اون حس سراغش می‌آید و کاملا ناامید میشه، یه جورایی انسان این جا عقب‌نشینی میکنه و میگه دیگه کاری از دستم بر نمیاد و در حالت سکون قرار می گیرد، و اینکه ناامیدی باعث میشه انگیزه انسان از بین بره ؛ انگار انسان با ناامیدی یه جورایی موتور های درونی و انرژی که تولید می‌کنند توقف میکند و انسان خودش با دست خودش این کار را انجام میدهد. گفتیم که انسان توانایی های بسیاری دارد و حتی اختیار داره و شیطان به این واقف و میگه این انسان را نمی تونم به راحتی شکست بدم، پس فقط یه جوری میتونم او را از پا در بیارم .یکی از مهمترین چیزی که شیطان میتونه روی انسان پیاده کنه همین ناامیدی است ،چون اون موقع هر کاری که بخواد میتونه با انسان انجام بده .حالا ما که یاد گرفتیم ناامیدی یعنی چی به وادی دوم که میرسیم به ما میگه باید بدونی که تو به هیچ نیستی و حتما تو یک رسالت و مسئولیتی تو دنیا داری، حتی یک مادر برای بچه حتماً نباید یه کارهای خارق العاده ای انجام بده و یا موجودات کوچکی مثل مگس و پشه و هر چیزی که میبینیم شاید به نظر ما بیاد  آنها به درد نمی خورند و چرا خداوند آنها را آفریده ولی واقعاً اگر برگردیم می‌بینیم که آنها هم یک مسئولیتی روی زمین دارند.
 تو سی دی امید و ناامیدی از آقای مهندس بیان میکنه که امید یعنی چی و ناامیدی یعنی چی، میگه وقتی انسان یک هدفی رو داره وقتی به یک چیزی فکر میکنه مثلا یک مسافر به رهایی فکر میکنه اگر طرز تفکرش در مورد آن مثبت باشه، میشه امید ،اما بالعکس اگر با ناامیدی به روش دی اس تی نگاه کنه و فکر کنه جواب نمیده این میشه ناامیدی.
 همینطور تو سی دی از نقطه سیاه تا رنگین کمان، امید و ناامیدی را که اینقدر مهمه باز هم مطرح میکنه میگه فراز و نشیب‌های انسان خیلی زیاده . ممکنه برهه‌ای از زندگی پر از سختی ها باشه، میگه عبور از آنها خیلی مهمه، این سختی شاید در آن زمان به نظر من خیلی سخت بیاد و بگم ما نمی توانیم تحمل کنیم و از توان ما خارجه اما آنقدرها که ما فکر میکنیم بزرگ نیست و میشه ازش رد شد، اندیشه و آگاهی انسان را هم میشود از آنها رد شد. خود من اوایلی که کنگره می اومدم فقط غر میزدم، وقتی با خانم آزاد صحبت می‌کردم از شیرخشک رَسا گرفته که شیرخشک نداره و من نمیتونم خرید کنم و غیره و شکایت های دیگر و همه اینها برام دغدغه های بزرگی بود و فقط گله و شکایت میکردم الان که برمیگردم به اون موقع میبینم سه سال و نیم گذشته به هر حال خوب یا بد گذشته ولی اونقدر که من فکر میکردم سخت نبوده بیشتر اون لحظه دشواری و اون چیزی که بهش فکر میکردم سخت بوده؛ خوبی‌هایی داشته ، سختی هایی هم داشته ، پس امید که واقعا سختی‌ها را برای انسان آسان می‌کند و انسان را پا برجا نگه میداره ؛ به قول چارلی چاپلین زندگی انسانها را که از نزدیک نگاه می کنی شبیه یک تراژدی و خیلی غمناکه ولی از دور که نگاه می کنی یک کمدی. ما از نزدیک خودمون فکر می کنیم خیلی سخته ولی از دور یکی نگاه کنه و خودش مشکلات بیشتری داشته باشه میگه نه اونقدری هم که میگی سخت نیست که دنیا را سخت میگیری.
 در ادامه وادی دوم: اینکه خداوند وقتی انسان را آفرید او را بر سر دوراهی قرار داد یکی روشنایی ها و دیگری تاریکی ها بود. حالا انسان با اختیار خودش میتونه انتخاب کنه اما اینکه ما حمایت و پشتیبانی خداوند را داشته باشیم واقعاً باید ایمان داشته باشیم و مهمه و اینکه دوری کنیم از ضد ارزشها و تو صراط مستقیم قدم بگذاریم . همه ما می‌دانیم که دوری از ضد ارزشها اینکه سعی کنیم دروغ نگیم، غیبت نکنیم ،قضاوت نکنیم، تهمت نزنیم ،تجسس نکنیم و قدم گذاشتن تو صراط مستقیم به همین راحتی که سعی کنیم برای یک روز به اطرافیان خود محبت کنیم اگر با یک هدیه خوشحال میشن سعی کنیم خوشحالشون کنیم، این میشه قدم گذاشتن در صراط مستقیم.
 در ادامه مطرح میشه که حالا که رسیدیم به حمایت خداوند بعضیا میگن ما اعتقادی به خداوند نداریم، میگه به جای اینکه خیلی قاطعانه بگیم قبول نداریم بگیم اطلاعی نداریم و نمیدونیم چون ما از کوچکترین سلول بدن خود هم اطلاعی نداریم که اجزای آن چیه و به چه صورتی کار میکنه.  اینکه در آخر گفته میشه که ما باید امیدوار باشیم و پله ها را طی کنیم و امیدوارم که همگی بتونیم یک فرمانروای لایق برای جسم و روان و جهانبینی باشیم و سازندگی را در این سه پارامتر داشته باشیم و ایمان داشته باشیم که پایان شب سیه سپید است.
 در ادامه خانم سولماز از روی متن وادی دوم روخوانی کردند.
 خانم آزاده: ما تفکر کردیم، درگیر شدیم با خودمون و مشکلات زیادی در این شرایط داشتیم ولی در همین موقع پیشنهاد کاری مناسبی به مسافرمون میشه، میگه از همان نقطه که نوری داره می تابه ، ساعت کاری او با ساعت کنگره جور میشه نباید او را از دست بدهیم از همین ذره ذره هاست که جرقه به وجود می آید و میشه مسیر زندگی را با آنها تغییر بدهیم، نباید به همین ها هم بی اعتنا بود بشینم ببینم یه پول بزرگ به دستم میرسه! پس از هر نقطه نوری که اومد باید از آن استفاده کنیم و بهره‌برداری کنیم برای رسیدن به یک نور وسیع تا شاید بتونه زندگیمان را تغییر بدهد. خانم سولماز مرادیان : وقتی مثلاً کسی که تازه وارده وقتی تو جلسه ها شرکت میکنه و میبینه یکی میاد خودش را معرفی میکنه و زمان تخریب خودش رو میگه  یک  مدتی سفر کرده و حالا بعد از مدتی آزاد و رهاست، یک نور امیدی در دل او روشن میشه و یک جرقه زده میشه و یک انگیزه ای که سفر کند و به یک روشنایی بزرگ که همان رهایی در آخر میرسه .
خانم آزاده : بله همینطور است و این یک مثال بسیار خوب و کاربردی است. در ادامه خانم سولماز وادی دوم را خواندند: آنجایی که میگن همه مطالب در درون و برون ماست.
 خانم آزاده گفتند : همان طور که ما در جزوه های جهان بینی می‌بینیم که همه مطالب و ساختارهایی که در جهان مادی می‌بینیم در درون ما هم وجود دارد ؛ آقای مهندس که میگن هر چیزی که در طبیعت هست در وجودمان نیز هست و همه‌اش را ما ایجاد می‌کنیم. ما هفت کالبد و هفت آسمان داریم .جهان ذهنی یکی از آن هفت کالبد ماست . چیزی که در جهان ذهنی خود تصور میکنیم در واقع آن را در یکی از این جهان ها ایجاد کرده ایم. حالا اگر حس داشته باشد خیلی به ظهورش در دنیای مادی  نزدیک میشود. پس من نوعی مهم که تصویر خوب میسازم و عملیات خوب می سازم یا نه همه را منفی می سازم. اگر من یک هدف میذارم اگر به اون مثبت فکر کنم میشه امید ، ولی اگر به او منفی فکر کنم، میشه ناامیدی و همین ناامیدی بزرگترین سلاحی است که نیروهای منفی می توانند از آنها بر علیه ما استفاده کنند و انسان را از مسیر درست خارج کنند.
 خانم سولماز همچنان تا آخر وادی را روخوانی کردند.

در آخر جلسه با دعای اعضاء به کار خود پایان داد 
.
با تشکر از زحمات فراوان سرکار خانم آزاده راهنمای عزیزمان و خداقوت به خواهر خوبم خانم سولماز فداکار.

 تهیه گزارش:همسفر افسانه ۱




نوع مطلب : گزارش لژیون دوشنبه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 30 تیر 1397 :: نویسنده : سولماز فداکار
نظرات ()
یکشنبه 19 خرداد 1398 04:24 ق.ظ

Hi, i believe that i saw you visited my website so i got here to go back the choose?.I'm trying to find things to enhance my web site!I guess its good enough to make use of a few of your ideas!!
شنبه 18 خرداد 1398 11:49 ق.ظ

Wonderful site you have here but I was curious about if you knew of any message boards that cover the same topics discussed here? I'd really like to be a part of community where I can get responses from other experienced individuals that share the same interest. If you have any recommendations, please let me know. Thanks a lot!
شنبه 20 مرداد 1397 09:12 ق.ظ
ممنونم از سولماز عزیزم بابت مطالبی که ارائه کردند ، امیدوارم در همه مراحل زندگی موفق باشی خواهر گلم و مثل ستاره در آسمان زندگیت بدرخشی
خدا قوت خانم افسانه عزیزم ، ممنونم بابت تهیه گزارش انشالله این خدمت برایتان سراسر خیر و برکت باشد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر