تبلیغات
لژیون همسفر آزاده - خلاصه لژیون روز دوشنبه ۲۱-۳-۹۷
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : همسفر آزاده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
لژیون همسفر آزاده




بنام قدرت مطلق

امروز دوشنبه ۲۱/۳/۹۷ جلسه با حضور سرکار خانم آزاده با دستور جلسه سی دی موانع محبت (۲) با استادی خانم لیلا راس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار کرد.

خانم لیلا : برای اینکه محبت جاری بشود یک سری مسائل و مشکلاتی دارد . برای این که انسان بتواندمحبت را احساس کند ، محبت در واقع درجه خلوص دارد، هرچه محبت خالص تر باشد عمق بیشتری دارد. مثلا وقتی آب تصفیه و پالایش می‌شود گواراتر است حتی سنگریزه های درون آب هم دیده می‌شود. وقتی که ما محبت می کنیم ممکن موانعی سر راه ما قرار بگیرد.


خانم لیلا : برای اینکه محبت جاری بشود یک سری مسائل و مشکلاتی دارد . برای این که انسان بتواندمحبت را احساس کند ، محبت در واقع درجه خلوص دارد، هرچه محبت خالص تر باشد عمق بیشتری دارد. مثلا وقتی آب تصفیه و پالایش می‌شود گواراتر است حتی سنگریزه های درون آب هم دیده می‌شود. وقتی که ما محبت می کنیم ممکن موانعی سر راه ما قرار بگیرد.وقتی چیزی را دوست داریم به طرف آن چیز  شتابان می‌رویم یا دور می‌شویم و قهر میکنیم که این دو روی یک سکه است. یا اینکه یک انتخاب سومی داریم که پنهانی است و ما باید بگردیم و پیدایش کنیم. برای رسیدن به محبت واقعی باید آن را پیدا کنیم. حالا میرسیم به مسئله مالکیت؛ مالکیت و محبت با همدیگر عدم قطعیت دارند ، یعنی اینکه وقتی من به شئی علاقه دارم و دوست دارم به آن برسم و تصرفش کنم تلاش می‌کنم و می‌خواهم آن چیز را به دست بیاورم به ظاهر دوست داری آن چیز را به دست بیاوری ولی چنین نیست و نشانه از این است که ما مرتب به آن فکر می‌کنیم که آن چیز را به دست بیاوریم و مالکیت آن چیز را به دست بیاوریم، که رسیدن به آن چیز دو حالت دارد؛ حالت اول اینکه ما وقتی به آن میرسیم میتونه برای ما کارکرد خیلی خوبی داشته باشد و ما استفاده خیلی خوبی از آن داشته باشیم. دوم اینکه ما فقط می خواهیم به آن خواستمون برسیم و مالک آن بشویم، در واقع وقتی مالک آن شدیم دیگر خیلی ارزشی برامون ندارد و آن را فقط نگه می‌داریم و حتی ممکن در انباری نگه داریم و سالها هم به آن سَر نزنیم. دومین حالت هم رابطه هست مثلا ممکنه شخصی را دوست داشته باشیم برای ازدواج با اون شخص خیلی تلاش می‌کنیم که به آن برسیم ولی وقتی که رسیدیم دیگر ارتباط متوقف می شود و دیگران تلاش قبل را نداریم، این می‌شود مالکیت و میگیم حالا که شخص را به دست آورده و مالک آن شدیم دیگر نیازی نیست که محبت را زیاد کنیم این میشه همین عدم قطعیت مالکیت در محبت.
 خانم آزاده: بین محبت و مالکیت یک رابطه عکس وجود دارد زیرا گاهی ما فقط می خواهیم به دست بیاوریم و از آن خیلی هم استفاده نمی کنیم، همانطور که در هفته پیش صحبت کردیم گفتیم اگر ما به یک جایگاهی رسیدیم و از آن جایگاه درست استفاده کردیم یعنی حرکت درستی داشتیم اگر اینطوری نباشد می رسیم به آن جایگاه یا آن آن چیز را میخریم ولی نمی توانیم درست از آن استفاده کنیم چون مال ما نیست چون از بی روشی به دست آورده‌ایم، از نقض فرمان آن را به دست آورده ایم.
خانم لیلا : همانطور که خانم آزاده گفتند یک وقت انسان سال ها تلاش می کند در جهت اینکه مادیات را زیاد کند یامدرکی و جایگاهی را به دست بیاورد ، ولی وقتی به جایگاه های خوب که می رسد می بیند که کاری نمی‌تواند بکند چون اصلا حسی وجود ندارد و تازه متوجه می شود که مالکیت بوده دوست داشتن نبوده که به اون شرایط برسد.
 یک جاهایی یک چیزهایی را به دست می آوریم یک پیامد هایی برای ما  بدنبال دارد، وقتی مالکیت ما به صد درصد می‌رسد محبت به صفر میرسد و به عکس آن هم مالکیت به صفر می رسد. در واقع می خواهیم بگوییم که ما مالکیت چیزی نیستیم یعنی نمیتونیم باشیم چون زمانی می‌توانیم مالک چیزی باشیم که آن را ساخته باشیم و به وجود آورده باشیم. پس وقتی نمیتونیم چیزی را خلق کنیم نمیتونیم مالک آن هم باشیم.
 در ادامه خانم آزاده: ما حتی مالک بچه های مان هم نیستیم، مالک واقعی خداوند است ما وسیله ای هستیم که یک فرزندی یا یک نفسی را از یک بعدی را وارد یک بعد دیگر ی کنیم، حتی در بخش جسمی هم نگاه کنیم کدام یک از ما در به وجود آمدن جنین دخیل هستیم؟ چون تمام فرآیند خودش انجام می شود ما فقط نگهدارنده هستیم. مادر فقط ۹ ماه جنین را نگه می‌دارد و بعد آن را به دنیا می آورد .محبت مادر میتونه خالص تر باشد از دیگر محبت ها، درسته یه جورایی شبیه خالق بودن هست ولی خالق واقعی نیست، خداوند است. حتی مخترعین هم مالک واقعی آن چیزی که خلق کرده اند نیستند، چون بالاخره وسایل اولیه را هم خداوند خلق کرده است . تنها چیزی که ما مالک آن هستیم افکار و اندیشه و اعمال و نفس ما است که با خودمان به دنیای دیگر می‌بریم.
 خانم لیلا : اگر بخواهیم روی مالکیت تمرکز کنیم مالکیت مسئله ساز می شود چون این مالکیت به یک چیز دیگر وابسته است که این تایید و احترام است که در دل خودش دارد، یعنی چیزی را می خواهیم به دست آوریم که در واقع تایید و احترام را به دست آورده باشیم و بخریم. مثلاً برای چی میخواهیم ماشین مدل بالا داشته باشیم؟ برای این که دیگران به ما احترام بگذارند . برای چی مدرک داشته باشیم؟ برای این که دیگران ما را تایید کنند و احترام بگذارند. پشت این نوع مالکیت یک پتانسیل و انرژی بزرگی هست که این انرژی بزرگ یک جاذبه قدرتمندی را به وجود می‌آورد که این جاذبه یک نقطه مشترک با مثلث عشق دارد که ما گفتیم مثلث عشق سه ضلع دارد : (حس و جاذبه و سایه) که جاذبه نقطه مشترک بین مالکیت و محبت است که در مالکیت به وفور دیده می‌شود و خیلی هم قوی است .می خواهد بگوید که دوست داشتن نیست بلکه جاذبه است و این جاذبه میتواند ذهن انسان را فریب بدهد . مثلاً دختر و پسری که مجذوب هم میشوند ولی وقتی که به هم میرسند خیلی همدیگر را دوست ندارند. و یا بخواهیم عنوانی را به دست بیاوریم و یا به جایی برسیم اینها همه جاذبه است جدا از دوست داشتن است.
خانم آزاده :عشق چی میگه؟میگه این سه پارامتر را باید داشته باشد یعنی باید یک چیزی باشد، که می شود سایه. بعد حس وجود داشته باشد تا جذب شود .ولی در بعضی مواردی که فقط جاذبه هست ما با محبت اشتباه می گیریم و حس واقعی نیست بیشتر مالکیت است این بحث مالکیتی که دارد جزئی از موانع محبت را مطرح می کند.  توی مثلث عشق، رو به روی مسئله جاذبه قرار می‌گیرد.
 خانم لیلا : پس توی یک سیستم موقعی که جاذبه مربوط به تایید و احترام ما بشود، مالکیت است و وقتی مالکیت قوی‌تر باشد باعث تراکم انرژی میشود. مثلا ماشین یک وسیله آسایش و رفاه ماست ولی وقتی بیاد در جایگاه تایید و شخصیت و احترام قرار بگیرد اون موقع تراکم انرژی به وجود می‌آورد. تراکم انرژی هم گفتیم که صور آشکار معادل انرژی است وقتی که تراکم انرژی در ما به وجود می‌آید حاضر هستیم بابت چیزهایی که ارزش چندانی هم ندارد بهاء سنگینی را پرداخت کنیم.
 خانم آزاده: خیلی از ما بهایی را بابت چیزهایی پرداخت می‌کنیم که ارزش آنها  واقعاً آنقدر نیست پس ما باید ببینیم که جاذبه است و تراکم انرژی است یا واقعا آن را دوست داریم.
 خانم لیلا: لایه‌هایی عقب‌تر از مالکیت و تأیید و احترام هم وجود دارد که آن توقع است که همه ما توقع را تجربه کرده ایم .توقع به این صورت است که مثلاً من از خواهرم و نزدیکانم توقع دارم که یک چیزهایی و کارهایی را برای من انجام بدهند و وقتی که انجام ندهند باعث ناراحتی من می شود و باعث به‌هم‌ریختگی من میشود. مثلامن می خواهم یک مهمانی بدهم از خواهرم توقع دارم که بیاید به من کمک کند وقتی نیاید باعث ناراحتی من می شود چون از اون توقع دارم .توقع از ناتوانی می آید و توقع باعث کم شدن محبت می شود . یه وقت‌هایی ماه تویه مسیری قرار می گیریم. مثلاً تو یک آزمونی با دوستم شرکت می کنم و او قبول نمی شود و ما خوشحال می‌شویم چون که او باعث شده که شانس قبولی ما در امتحان بیشتر شود. این خوشحالی یک مکانیزم درونی که در ما به وجود دارد که اگر ما از ناراحتی کسی خوشحال شویم این نیرو در درون ما هست که باز هم نیروی مالکیت است که اگر او نتواند شرکت کند باعث برتری من می شود که این نیرو را در درون خود آزاد می‌کنیم.  ما یک چیزهایی را می‌خواهیم در زندگی به دست بیاوریم که وقتی که از ما گرفته می شود به آن نمیرسیم دچار سه تا حس می شویم( ترس و خشم و ناامیدی)
 خانم آزاده :این  سه حس را همه تجربه می‌کنند. اولین خشم و بعد ترس و در آخر ناامیدی است. که ما وقتی چیزی را میخواهیم و نمیشود این سه حس را تجربه می کنید. خشم از منیت است در واقع همان مثلث جهالت است که باید از آن رد بشود. وقتی از این مثلث رد میشویم قابلیت داشتن چیزی را پیدا میکنیم و اتفاق های خوبی برای ما می افتد.
 در آخر جلسه با دعای اعضا به پایان رسید. با تشکر از راهنمایی های ارزنده سرکار خانم آزاده و خدا قوت به خواهر عزیزم خانم لیلا
 نویسنده: همسفر افسانه ۱




نوع مطلب : گزارش لژیون دوشنبه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 خرداد 1397 :: نویسنده : سولماز فداکار
نظرات ()
یکشنبه 19 خرداد 1398 04:24 ق.ظ

I love it when people get together and share thoughts. Great site, keep it up!
شنبه 18 خرداد 1398 11:49 ق.ظ

I am sure this article has touched all the internet users, its really really good article on building up new blog.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر