درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : همسفر آزاده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
لژیون همسفر آزاده




افرادی که خود نمی‌خواهند به رهایی ودرمان برسند، آن‌ها هنوز به نقطه تفکر نرسیده‌اند. حال هدف ما افرادی هست که می‌خواهند درمان بشوند که آنها هم باید هم از نظر جسمی هم روانی به درمان برسند.


بنام قدرت مطلق

 

امروز جلسه با حضور سرکار خانم آزاده با دستور جلسه کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر با استادی همسفراعظم و همسفر معصومه در روز دوشنبه ۱۶/۱۱/۹۶ آغاز به کار نمود.

 

سلام دوستان اعظم هستم یک همسفر

اکنون با یک مثال مشخص می‌کنیم که چرا تاکنون روشهای ترک اعتیاد ناموفق بوده است. شهری را در نظربگیرید، سلول‌های جسم را به ساکنین شهر تشبیه کرده است. حالا میگه چند مرحله است که این شهرچه جوری تخریب می‌شود. یک کارناوال شادی وارد این شهر می‌شود. در پیشاپیش این کارناوال ساقیان باده گستر هستند که با این باده‌ها ساکنین را سرمست می‌کنند در حالی که آنها تخریب را احساس نمی‌کنند. گروه دوم موریانه‌ها وکرمها هستندکه هرچی چوب وزیر ساختها را میخورندالبته در کمال استتار. گروه سوم موشهای صحرایی هستند که زیر ساختمانها تونل حفر می‌کنند که باعث ویرانی می‌شوند. گروه چهارم ملخها هستند که محصولات کشاورزی رااز بین می‌برند. گروه پنجم حشرات ومگسها هستند که همهٔ خوراکیها را آلوده می‌کنند وساکنین آنقدر سرمستند که اصلاً متوجه نمی‌شوند. گروه ششم هم موجوداتی می‌آیند ولوله‌های آب ودکل های برق وسیستمها را از بین می‌برند. حالا هر روز این موجودات وارد این شهر میشوندو تخریب ایجاد می‌کنند واین کار مثل شعبده بازی است که ساکن متوجه این تخریب‌ها نمی‌شوند. همین که خارج می‌شوند وساکنین از سر مستی می افتند دوباره از این باده‌ها استفاده می‌کنند تا تخریبی را که در جسمشان اتفاق افتاده است را احساس نکنند. این کار مثل دندان درد میمونه، کسی که دندان درد داره یک مسکن میخوره وفکر میکنه معجزه شده ولی وقتی اثر مسکن از بین می‌رود دوباره دندان درد به سراغش میاید. وقتی این کارناوال می‌رود می‌خواهیم این شهر را نجات دهیم؛ در واقع فرد معتاد را نجات دهیم.

کسانی که می‌خواهند این کار را انجام دهند دو گروه می‌شوند. ۱- گروه تندروها که معتقد به خشونت وقاطعیت وسرعت عمل هستند یعنی میگن دروازه شهر را ببندید تا مواد وارد نشود. ۲- گروه متعادل‌ها که میگن باید با ملایمت بیشتری وارد عمل شد یعنی کم کم ودر مدت ۲۰ روز دروازه‌های سهر را تحت کنترل قرار دهیم که در واقع همان پزشکان با دارو این کار را می‌کنند.

حالا واقعاً این شهر چگونه میشه بازسازی به شه؟ در جواب باید گفت با در نظر گرفتن زمان. همان طور که میشه افرادی که خود نمی‌خواهند به رهایی ودرمان برسند، آن‌ها هنوز به نقطه تفکر نرسیده‌اند. حال هدف ما افرادی هست که می‌خواهند درمان بشوند که آنها هم باید هم از نظر جسمی هم روانی به درمان برسند.

این را با در نظر گرفتن زمان باز سازی کرد، انسان هم میتونه جسمش را با گذشت زمان بازسازی کند.

در ادامه خانم اعظم گفتند: بعد فیزیکی ودیدن جهان لامکان، همان صور آشکار وپنهان انسان است که میتونه با نگاه کردن به درون خودمون می‌توان از نظر علمی به بعد داخلی که همان بخارات هستی است پی ببریم. وقتی به مال ومقام وجاه فکر کنیم نمی‌توانیم به این مکان‌ها برسیم. البته با استفاده از این بخارات می‌توانیم به جهان‌های دیگر برسیم؛ که در وادی چهارم گفته بود که اگر به بخارات درونی خود بنگریم، می‌توانیم به جهانهای دیگر پی ببریم.

خانم آزاده: یعنی میخواد به گه انسان هم صور آشکار هم صور پنهان دارد، که هر کدام را بشکافد وبرسد به آخرین چیزی که انسان را تشکیل داده، جنس اون از جنس ماوراء است وصور پنهان از همون امواج است. در واقع میخواد به گه فقط به این دنیا فکر نکنیدو به مال وجاه ومقام فکر نکنیدکه اگر این طور باشه ما میگیم حالا بزار خوش باشیم وبا همین‌ها زندگی کنیم ولذّت ببریم واون موقع است که افکارمون میشه لذّت جویی؛ وچی لذّت من را زیاد میکنه؟! ودیگه به دنیاهای بعدی فکر نمی‌کنم. چیزی که از نظر علمی بررسی میکنه امواج است که جنس ندارد یعنی جنس نفس کشف نشده برای همین مگه بخارات وامواج. پس فقط این دنیا نیست؛ حلقه‌های دیگری هم وجود دارد.

 

خانم اعظم: در این قسمت می‌گوید سخن من سخن غریقی است که بدون دانستن فن شنا میتونه شنا کنه نه اون کسی که تا به حال پایش را در آب نکرده است و اصلاً اعتیاد را نمی‌شناسد. در قسمت برداشت محصول می‌گوید عید شده و آقای مهندس هنوز روی یک پله توقف کرده است و استاد هاش بهش میگن با تفکر و تعقل شروع به حرکت کن و خرما اگر روی نخل بماند تکلیفش معلوم است یعنی در این قسمت آقای مهندس ترس دارد که موادش را کم کند و حالا یک موفقیت به دست آورده و اکنون می‌ترسد یک قدم دیگر بردارد.

اینجا استاد سیلور می‌گوید باید جوری حرکت کنی که اتومبیل ات در سرمای زیر ۶۰ درجه و سختی‌های راه به آرامی حرکت کند. قانون پنجم: باید دانست هیچ موجودی به میزان انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند، یعنی انسان باید خودش به فکر خویش باشد و اگر خودش جستجو نکند حتی اگر با کاوشگران ماهر هم همنشین شود به موضوع واقعی نمی‌رسد یعنی اگر من فقط به کنگره بیایم و بروم و فقط با سفر دومی‌ها و مرزبان‌ها در ارتباط باشم ولی سفر نکنم به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسم. در پلهٔ بعدی آقای مهندس وعدهٔ صبح رو حذف می‌کند و به سه گرم در روز می‌رسد و شروع می‌کند به نوشتن کتاب و تجربیات خود را می‌نویسد.

خانم آزاده:

گذرگاه‌ها و هر گره‌ای که انسان دارد بر اثر پیوندهای نامناسب است که همان ضد ارزش‌هاست و اعتیاد هم بدترین آن است. اینجا می‌گوید انسان وقتی با استفاده از آموزش‌ها و معلم از گره‌هایش و گذرگاهای سخت عبور می‌کند در واقع انگار بندهایش را باز می‌کند و انسان را داناتر می‌کند. اصلاً بدون آگاهی مگه میشه از جایی رد شد؟ یا اعتیاد رو درمان کرد؟ اگر من معرفت و آگاهی پیدا نکنم که چقدر غیبت کردن، یا سرزنش کردن پشت یک نفر چقدر بد است آیا میتونم ازش رد به شم؟ پس هر چیزی معرفت و دانایی می‌خواهد. بچه‌ها یکی از گذرگاهای سخت گذشتن از مال است یعنی همان ذکات مال و رد آن که تا ازش نگذری هنوز یکسری بندها باهات هست.

وقتی انسان حس بقایش زیاد می‌شود شروع می‌کند به مال اندوزی و این حس بقا تا یک اندازه‌ای خوب است ولی وقتی زیاد می‌شود انقدر درگیر می‌شوی که مثل یک بند و حجاب می‌شود و جلوی انِسان را می‌گیرد و می‌شود همان گذرگاه که باید ازش گذشت

 

سلام دوستان معصومه هستم یک همسفر

کتاب در مورداعتیاد صحبت میکنه، اینکه چه جوری می‌توانیم از اعتیاد رها شویم. ما می‌رویم روی قانون اول؛ با تفکر ساختارها آغاز می‌شود وبدون تفکر آنچه هست رو به زوال می‌رود. میخواد به گه که ماهر کاری را بخواهیم اول انجام دهیم باید اول روی آن فکر کنیم؛ مثلاً آگه قرار باشه یک نقاشی آدم بکشیم نمی‌توانیم روی صفحه سفید خط خطی کنیم ابتدا باید اون آدم را در ذهنمان بیاوریم بعدروی آن فکر کنیم بعد آن را بکشیم.

حالا وقتی ما تفکر می‌کنیم نیروهایی مثل القا، احیا و تحرک هم به دنبال آن می‌آید. مثلاً آگه قرار باشه کلی ظرف بشویم، اول فکرش میاد توذهنم که میشه القا، بعد حس شستن در من احیا میشه وبعدبلند میشم وتحرک می‌کنم وظرفها را می‌شویم.

_ آقای مهندس چه جوری و از کجا تفکرش برای ترک اعتیاد شروع میشه؟ اینطور بود که در ماه رمضان شروع می‌کنند روزه میگیرندکه روزه ایشان با بقیه فرق داشته چون در دو وعده مواد مصرف می‌کردند. وقتی شروع به این کار میکنندبعد از چند وقت متوجه میشوندزمان مصرفشون تنظیم شده که یک وعده صبح (سحر) و یک وعده هم وقت افطار بوده. از اینجا تصمیم می‌گیرند برای مصرفشون یک زمانبندی مشخص داشته باشندو یک جدول می‌کشند که مواد را در ۵ وعده به مقدار منظم مصرف کنند. بعد فکر می‌کنند حالا که تونستند زمان ومقدار مصرف را تنظیم کنند پس یک وعده را حذف کنند. یک وعده را حذف می‌کنند می‌بینند اذیت نمی‌شوند که وعده ساعت ۲ را حذف می‌کنند. پس در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست. پس از حذف یک وعده و عملی کردن فکرشان متوجه می‌شوند که مشکلی براشون پیش نیومد واین آغاز شروع سفر مهندس بودکه ایشون قدم اول را برداشتند. پس درسی که از ماه رمضان گرفتند این بود که زمان ومقدار مصرف مواد را منظم کردند.

- لنگر کشتی را بکشید: مهندس دوستانی داشتند که میدونستند مهندس اعتیاد داره ولی به روی خودشون نمی‌آوردند؛ وقتی آنها متوجه می‌شوند که قدم اول را ایشون برداشتندو ۱ گرم کم کردند آنها هم میایند ومهندس را راهنمایی می‌کنند. سردار نامه‌ای به مهندس میدهدبا این مضمون که در بعد حیات مادی چنین است که می‌بینید یعنی در دنیایی که زندگی می‌کنید بحران ومشکلاتی هست ولی باید آنها را مدیریت کنیم.

پرنده وکشتی تمثیلی از جسم وروان انسان است. مثلاً میگه این فکر آدمهاست که میتونه کشتی را بسازد. مثل آدمی که میتونه سوار آن کشتی بزرگ به شه ولی فقط از اون روزنه کوچک دور وبرش را ببیندولی در جایی دیگر آدمی میتونه سوار قایق کوچکی به شه ولی با فکرش اون قایق کوچک را در آسمانها به پرواز در بیاره وهمه جا را ببیند.

یکسری انسانها هستند که فقط فکر می‌کنند که چه کارهایی کردند چه اتفاقاتی افتاده، می‌خواهند به گن که آگه مادرگیر طوفان و مشکلات شدیم باید با فکرمان وقدرت درونمون کمک بگیریم واز این مشکلات رها بشیم. پس در بیرون کاری نمیشه کرد همه چیز در درون ماست. برای قوت گرفتن این نیروی درون باید از خدا کمک بگیریم.

یکسری آدمها هستند که فقط در گذشته اندکه این‌ها باید خود را تغییر بدهندو حرکت کنند. در جایی میگه گذرگاه زندگی مانند مثلث سیاه می‌ماند یعنی در آن مشکلات زیادی وجود داردولی ما می‌توانیم این مثلث را تغییر دهیم وبر مشکلات غلبه کنیم وشکل دیگری ترسیم کنیم. مانند آقای مهندس که چند سال درگیر اعتیاد بودند و خودشون مثلث زندگی را تغییر دادند وتونستند رها بشوند.

درجایی میگه در آنچه که به سر ما میاید خودمون مقصر هستیم. مثلاً یکسری حقهایی از خودمون بر گردنمون هست که از مطلع نیستیم. میگه در جنگ همیشه یکسری کشته وزخمی وجود دارد یعنی آگه من برم جنگ یا زخمی میشم یا کشته میشم یا زخمی، پس بایدپیه آن را به تنم بمالم. پس باید بدانم برای رهایی از بند اعتیاد سختی باید بکشم تا به نتیجه مطلوب برسم.

یکسری آدمها هستند که هر اتفاقی براشون می افتد میگن خدایا خودت مشکلاتمون را حل کن؛ آگه قرار باشه فقط خدا مشکلاتمون را حل کنه پس ما این وسط چیکاره ایم واون اختیاری که داریم به چه درد میخوره؟ پس خدا به ما عقل واختیار داده تا خودمون مشکلاتمون را حل کنیم. دیگه اینکه ما به این دنیا اومدیم حالا چی میشه کمی بخوریم وبخوابیم واستراحت کنیم.! میگه آدمی تا کی بیکار باشه؟ این مثالی که برای بهشت می‌زنند که فقط شیر وعسل وخرما می‌دهند وفقط بخوری وبخوابی وبا حوریان ارتباط داشته باشی

فقط مثال، بالاخره خسته میشی. دیگه اینکه حرفی که می‌زنیم روی آن بایسیم وبه آن عمل کنیم واینکه آدم‌ها از خودشون راضی باشند خیلی مهم است.

در ادامه خانم معصومه گفتند: رمز ورا کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن را ودیگر آنچه برداشت می‌کنی خیلی مهم یعنی کسانی که در راه اعتیاد افتادندخیلی راه‌ها را رفتند ولی راه درست را پیدا نکردند واز طرفی میگن کسانی که در وادی اعتیاد افتادند، اراده ندارند ولی این طور نیست خیلی هم با اراده بودند ولی راه را پیدا نکردند.

اعتیاد کم کم شخصیت واراده انسان را ازبین می‌برد.

سؤال میشه اعتیاد چیست؟ اعتیاد یک نوع بیماری است که شخص خودش برای خودش به وجود آورده ویک بیماری جسمی است که یکسری‌ها میگن باید ترک کنند که این درست نیست چون ترک برای کارهایی مثل قماربازی وکبوتر بازی و ... است. مصرف کننده باید در زمان مشخص درمان شود.

سوار وسوارکار مثالی است که برای جسم وروان زده می‌شود. سوارکار می‌شود روح وروان انسان واسب می‌شود جسم انسان. یعنی اگر اسب پیری رادر نظر بگیریم که نتونه مسابقه راببره همه سوارکار را مقصر میدانندولی اگر اسب سالم باشه ومسابقه راببره همه هم اسب رامیبینند هم سوارکار را. در واقع اگر جسم سالم باشه میتونه روان راهم به راحتی هدایت کند.

خانم آزاده پرسیدند: چرا آقای مهندس درکتابشون از تجربیاتشون صحبت کردند و از جایی رونویسی نکردند؟

خانم معصومه: چون خودشون اعتیاد داشتندواین کار را کردند ودیدند به نتیجه مطلوبی رسیدند و تجربیات خود را نوشتند.

خانم اعظم: زیرا آقای مهندس این رنج را کشیدند ومیتونند درمورد آن بهتر بنویسند و دوم اینکه تحقیقاتی که قبلاً شده جوابگوی درمان قطعی اعتیاد نبوده وسوم اینکه این مطالب در کتابهای دیگر هست واحتیاجی به گفتن دوباره نیست وچهارم اینکه مطالب باید در حوصلهٔ یک فرد معتاد باشد وپنجم اینکه این روش یک روش الگویی است یعنی برای هرچیز دیگه ای هم قابل استفاده است مثل چاقی، پس انداز و غیره پس در این روش باید زمان را در نظر بگیریم که این خیلی اهمیت دارد.

 

جلسه در آخر با دعا اتمام رسید با تسکر از سرکار خانم آزاده و خداقوت به خانم معصومه و اعظم

 

تهیه گزارش: همسفر سلماز و همسفر افسانه ۱





نوع مطلب : گزارش لژیون دوشنبه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 16 اسفند 1396 :: نویسنده : همسفر لیلا
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر