تبلیغات
لژیون همسفر آزاده - خلاصه لژیون روز پنج شنبه 20-7-96
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : همسفر آزاده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
لژیون همسفر آزاده




به نام خداوند رحمان و رحیم

خلاصه عملکرد لژیون روز پنج شنبه مورخ 20-7-96 با دستور جلسه ی بحث آزاد با حضور سرکار خانم آزاده راس ساعت 19 آغاز به کار کرد:

در ابتدای جلسه خانم لیلا درباره ی دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی گفتند:در واقع فرمانبرداری از طریق آموزش اتفاق می افتد و اگر ما درست آموزش بگیریم موفق خواهیم شد و در این مسیر باید حرفهای راهنما را به دقت گوش کنیم و به آن عمل کنیم.یک سوالی که مطرح شد اینکه یک مسافر از مهندس سوال میکنند که اگر من به خاطر مسائل شخصی و کاری نتوانم به کنگره بیایم و راهنما از من عصبانی بشود، آیا این درست است؟ آقای مهندس در جواب میگویند:بله راهنما حق دارد که عصبانی بشود چون ما شما را به زور به کنگره نیاوردیم و شما خودتان آمدید، پس باید حرمت ها را حفظ کنید و از راهنمای تان فرمانبرداری کنید.
در ابتدای جلسه خانم لیلا درباره ی دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی گفتند:در واقع فرمانبرداری از طریق آموزش اتفاق می افتد و اگر ما درست آموزش بگیریم موفق خواهیم شد و در این مسیر باید حرفهای راهنما را به دقت گوش کنیم و به آن عمل کنیم.یک سوالی که مطرح شد اینکه یک مسافر از مهندس سوال میکنند که اگر من به خاطر مسائل شخصی و کاری نتوانم به کنگره بیایم و راهنما از من عصبانی بشود، آیا این درست است؟ آقای مهندس در جواب میگویند:بله راهنما حق دارد که عصبانی بشود چون ما شما را به زور به کنگره نیاوردیم و شما خودتان آمدید، پس باید حرمت ها را حفظ کنید و از راهنمای تان فرمانبرداری کنید.
خانم آزاده:یادتان باشد حدودا اواسط آبان ماه جشن گلریزان خواهد بود و اینکار برای محکم شدن پایه های مالی کنگره است و هر سال انجام می پذیرد.تجربه ی شخصی من اینست که اوایل که من به کنگره می آمدم ، برایم سخت بود  که از پولم بگذرم و یادم می آید اولین بار که به آکادمی رفتم و یک تراول به سبد آنجا انداختم و دیگه نرفتم تا یکسال بعد که شعبه شادآباد تاسیس شد و من به اینجا آمدم و کم کم شروع کردم که پولی را در سبد بیندازم و به خودم میگفتم اگر من به کلاس میرفتم باید چقدر شهریه میدادم؟ و اینطوری شد که کمک به کنگره را اولویت خودم قرار دادم و شما هم با توجه به توان مالی خودتان اینکار را بکنید.
و باور قلبی من اینست که کمک به کنگره یک سرمایه گذاری است که با کمک من حداقل یک نفر میتواند بیاید و رها شود و این کمک در آینده بسیار تاثیر گذار است. من به عنوان یک همسفرمیتوانم از خیلی خرج هایم بگذرم و به جایی که از آن آموزش میگیرم، در حد توانم کمک کنم و این برای آموزش خودمان است.
نکته ی بعدی اینکه یکی از گذرگاهای سخت و عبور از آن گذشتن از مال است. انشالله خداوند به همگی مان این تفکر و قدرت را بدهد که در این کار بزرگ، سهیم باشیم.
در ادامه خانم آزاده از بچه ها خواستند تا فرق بین مهربانی و مهرطلبی را بگویند:
خانم زهرا:مهربانی یعنی از صمیم قلبم به یک نفر محبت کنم.مهرطلبی:ما از روی توقع کاری را برای کسی انجام میدهیم.
خانم اعظم:مهربانی:یعنی از ته دل واسه کسی کاری بکنیم. مهرطلبی:اگر کاری واسه کسی میکنم ، منتظرم همون کار رو روزی واسم انجام بده. 
خانم زهره:مهربانی:یعنی عشق و علاقه بدون هیچ چشم داشتی.مهرطلبی:یک جور گدایی محبت است و منتظر محبت دیگران هستیم. 
خانم هما:مهربانی:در مهربانی توقع نیست.مهرطلبی:یعنی انتظار داشتن از طرف مقابل برای جبران.
خانم مرجان:مهربانی:توقع وجود ندارد، و هر کاری با میل و رغبت انجام میشود.
مهرطلبی:من محبت میکنم برای اینکه تایید شوم برای اینکه بگن چقدر خوب و مهربون.
خانم لیلا:مهربانی:در مهربانی توقع ندارم و میتونم عشق بلاعوض بدهم.مهرطلبی:نسبت به اطرافیان جرات نه گفتن نداریم.
خانم سولماز 2:مهربانی:عشق و محبت است. 
مهرطلبی:من حاضرم از خواسته هام بگذرم برای اینکه تایید بشم  و همه بگن چقدر خوبه .
خانم افسانه2:مهربانی:در قلب انسان هست و بدون دریغ است.مهرطلبی:یک جور توقع است و از اسم آن مشخص است که مهر طلب میشود.
خانم معصومه:مهربانی:توقع در آن نیست.
مهرطلبی:انگار من کاری میکنم و منتظرم که جبران شود و حتما توقع دارم. 
خانم سمیه:مهربانی:یعنی یکی رو که دوست داری بهش محبت میکنی بدون هیچ چشم داشتی. 
مهرطلبی:من همیشه انسان مهرطلبی بودم چون کارهایی رو میکردم که در حد توانم نبود ، فقط برای اینکه تایید بشم و مشکل این بود که در اکثر مواقع تایید نمیشدم.
خانم آزاده:مهربانی:یعنی ما باید یک مقدار از وادی 14 را درک کرده باشیم ولی هر کس در حد خودش یک درکی از محبت دارد.و اینکه در مهربانی لذت هم هست ، مثلا غذایی رو که خانواده ام دوست دارند رو درست میکنم  و با عشق این کار رو میکنم.مهرطلبی:در آن خیلی لذت نیست، من هر کاری میکنم برای تایید شدن.مثلا یک نفر میخواد بیاد مهمونی خونه ی ما و من اصلا شرایطش رو ندارم و مجبوری میگم تشریف بیارید چون انسان مهرطلبی هستم و فقط برای تایید به آنها گفته ام که بیایند و میخوام آنها بگن ببین چقدر آدم خوبیه ولی واقعیت اینه که اون محبت واقعی در درون من نیست و این احساس باعث نمیشه که ما مهربون بشیم و من نتیجه دلخواه را نمیگیرم چون همش نمایش بازی میکنم.ما باید سعی کنیم نقش بازی نکنیم و خود واقعی مان باشیم و با آگاهی حرکت کنیم به سمت مهربانی.البته این را بگویم که زمان میبرد که ما دیگر مهرطلب نباشیم و نباید یکدفعه کاری انجام دهیم چون دیگران را سردرگم میکنیم وبهتر  به دیگران اجازه دهیم تا تغییر رفتار ما برایشان قابل درک باشد.

انشالله همگی بتوانیم به سوی مهر و محبت واقعی قدمی هر چند کوچک برداریم و فرمانبردار خوبی برای راهنمای عزیزمان باشیم. 

جلسه با دعا پایان یافت.





نوع مطلب : گزارش لژیون پنجشنبه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 8 آبان 1396 :: نویسنده : سولماز فداکار
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر