درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : همسفر آزاده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
لژیون همسفر آزاده




بنام قدرت مطلق 

جلسهٔ امروز با حضور سرکار خانم آزاده با دستور جلسه وادی ششم به استادی خانم افسانه رأس ساعت ۱۷: ۳۰  آغاز به کارکرد.

تیتر وادی ششم: حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نمایئم.

خانم افسانه: در وادی‌های قبل گفتیم هر کاری که می‌خواهیم بکنیم باید تفکر کنیم، حالا این تفکر میتونه مثبت باشه یا منفی باشه. مثلاً برای قتل یا سرقت یک تفکر منفی وشیطانی می‌کنیم ولی برای کشف یک ویروس ویا بیماری یک تفکر مثبت می‌نماییم که به تفکر مثبت تعقّل وکاری که انجام می‌دهم را کار معقول میگوییم.



خانم افسانه: در وادی‌های قبل گفتیم هر کاری که می‌خواهیم بکنیم باید تفکر کنیم، حالا این تفکر میتونه مثبت باشه یا منفی باشه. مثلاً برای قتا یا سرقت یک تفکر منفی وشیطانی می‌کنیم ولی برای کشف یک ویروس ویا بیماری یک تفکر مثبت می‌نماییم که به تفکر مثبت تعقّل وکاری که انجام می‌دهیم را کار معقول میگوییم.

باید دانست افکار واندیشه های مثبت از یک مرجع بالاتر پیروی می‌کند که به ما میگه این کار درست یا نه، این راه یا چاه، که اسم اون مرجع عقل. حالا چرا میگیم عقل؟ خیلی از لغات ما ریشهُ عربی دارندو عقل هم از عقال که یک کلمهُ عربی گرفته شده، عقال طنابی که از بینی شتر رد می‌کنند تا به‌وسیله آن شترسوار با کشیدن به چپ و راست، شتر را هدایت کنه، پس عقل هم یک هدایت کننده است. سیستم نظارتی ما عقل است که به ما میگه چه کاری را انجام بدهیم ودرست است.

عقل در تکامل؛ مانند ماشین تابع خود است یعنی اینکه عقل ذره ذره خودش را کامل وزیاد می‌کند. مثل راهی راکه می‌رویم وچاله دارد ولی بار دیگر از آن راه نمی‌رویم ومثال آدم عاقل از یک سوراخ گزیده نمی‌شود. حتی روح هم به اتمام لطافتش از عقل فرمان می‌گیرد. یکی از اساسی‌ترین مؤلفه‌های صور پنهان انسان عقل است، که ما نمی‌توانیم بگوییم ازکجا شروع شده وتا کجا و کی ادامه دارد فقط باید ما را در مسیر تکاملی خودمون به فرمان عقل برسیم.

عقل مثل خورشیدی است که به همهٔ هستی می‌تابد وما وموجودات مثل خانه‌هایی هستیم که از یک روزنه نور وارد اون آن می‌شود. هر چه به طرف ارزشها حرکت کنیم روزنه بزرگ‌تر می‌شود واز نور بیشتری بهره می‌گیریم وهرچه به طرف ضد ارزشها حرکت کنیم روزنه تنگ‌تر شده ونور و در واقع از عقل کمتری بهرهمند می‌شویم.

خانم آزاده: پس همه چیز به خود انسان بستگی دارد. مهم اینکه ما جهتمون کدام طرف است، به هر سمتی حرکت کنیم نیروها در همان جهت به ما کمک می‌کنند. در مورد عقل هم همینطور است. جنس عقل از چیه؟ جنس عقل از جنس خداوند است که همون عقل کل است وانسان عقل جز است. جنس ضد ارزشها از جنس جهالت است که همان ترس و منیت وناامیدیست، که هر چه به طرف ضد ارزشها حرکت کنیم نور کمتری به ما می‌رسد.

خانم افسانه: ما نمی‌دانیم عقل از چه موادی تشکیل شده فقط هر چی هست از گوشت و پوست واستخوان نیست برای همین است که فنا ناپذیر وبا مرگ از بین نمی‌رود. بعد از مرگ عقل هست ولی ما به آن دسترسی نداریم مثل زمان خواب که به اطلاعات بیداری دسترسی نداریم. همه فکر می‌کنند جایگاه عقل مغز است ولی مغز فقط مترجمی است برای مغز همانطور که زبان ابزار ووسیله ایست برای چشیدن. همه موجودات دارای تفکر واندیشه اند مثل درختی که خودش را کج میکنه تا به نور خورشید به رسه ویا ریشه‌اش را به سمت آب هدایت می‌کند.

در شهر وجودی ما عقل حکم یک فرمانروای عادل وبزرگ را داردکه نشانهُ قدرت مطلق است وفرّ ایزدی دارد یعنی ما را به راه راست هدایت می‌کند. اجرای فرامین این فرمانروای بزرگ ما را به راه راست ورسیدن به هدف والای انسانی که همان صلح وآرامش است هدایت میکنه تا به جایی بدسیم که بگوییم شو، شود! یعنی هر چه فرمان بدهیم وبخواهیم بتوانیم آن را اجرا کنیم حتی خواسته‌های کوچک مثل سینما رفتن.

گاهی شده اوضاع واحوال روزگار بر وفق مرادمانیست وشرایط برای انجام کار ضد ارزشی مهیّاست ولی بلافاصله در درون ما صدایی میگه: نا امید نشو، همه چیز سیاه نیست، شرایط واوضاع تغییر میکنه، امیدوار باش، صبر داشته باش، تلاش کن و کار ضد ارزشی انجام نده! ولی از طرف دیگر صدایی به ما می‌گوید: نگفتم زندگی همش پوچ وهیچ چیز ارزش نداره، آخرش چی آخر همه چیز مرگ. تا جای که ما را نا امید میکنه وبه روز سیاه میشونه. اولی صدای عقل ودومی صدای نفس ماست که همیشه نبرد بین این دو نیرو هست در واقع در برابر فرمانروای عادل یعنی عقل نیروی زیرک و قوی وجود داردکه به آن نفس اماره میگوییم.

حالا می‌خواهیم انسان را به شهر وجودی تشبیه کنیم؛ توی این شهر همه جور انسانی هست، انسان‌های فاسد وصالح وخلافکار واقوام وحشی و... همینطور یک شورایی هست که تمام بزرگان اقوام در آن جمع شدندکه کلیّهٔ تصمیمات و خواسته‌ها در این شورا مورد بررسی قرار میگیردبعد به عرض حاکم می‌رسد، اگر حاکم تشخیص داد که درست است حکم برای اجرا صادر می‌کند وبه خواسته‌ها عمل می‌شود. تا زمانی که این خواسته هامعقول ومنطقی باشد مشکلی نیست وهمه چیز در صلح وآرامش است ولی وقتی غیر منطقی وغیر معقول باشددیگر دستوری برای اجرا صادر نمی‌شود وریاست شورا بر اثر فشار قبائل وحشی خودش را به دست نفس امر کننده میسپاردوبر اثر نادانی قدرت به دست نفس اماره می افتدو عملاً عقل یا همان حاکم از قدرت بر کنار میشودو حالاساکنین شهر وجودی غرق در سرمستی وغرورند وتخریب ها را متوجه نمی‌شوند، زیرا به ظاهر همه چیز خوب است ولی با گذشت زمان همه چیز دچار تخریب شده ودر آستانهُ نابودی قرار می‌گیرد تا جایی که بزرگی از شورا به نام نفس لوامه دست به اقداماتی میزند تا بقیه بزرگان را از خواب گران بیدار کند (وجدان را بیدار کند) و قدرت را بدون خونریزی  وجنگ از نفس اماره گرفته وبه نفس لوامه بسپارد و در ادامه حاکم یا همان عقل را به آرامی به قدرت برسانند. و می‌بینیم گاهی اوضاع واحوال در شهر وهمه چیز در صلح وآرامش ولی گاهی آشفته وبهم ریخته است در این حال ساکنین وشورا در حال تصفیه وپالایش هستند تا از ضد ارزشها دور بشوند تا جایی که یک روزی یک بزرگی بنام نفس مطمئنه بلند میشودوما میدانیم روزی که نفس مطمئنه به قدرت برسد روز فرمانروایی فرمانروای بزرگ و عادل یعنی همان عقل است.

زمانی که بخواهیم به فرمان عقل برسیم باید از کارهای کوچک شروع کنیم تا بتوانیم ذره ذره در همهُ مسائل به فرمان عقل وصلح و آرامش برسیم که البته لازم نیست کارهای شگفت انگیز و بزرگ انجام بدهیم از کارهای ساده که عقل به ما فرمان می‌دهد شروع کنیم مثل زباله‌ها را بیرون گذاشتن، حمام رفتن، هزینه‌های اضافی را حذف کردن و پس انداز کردن و... در پایان بدانیم که از فرماندهی عقل تا فرماندهی نفس اماره از نظر مکانی یک مو فاصله است ولی از نظر زمانی هزاران سال طول می‌کشد.

در آخر، جلسه با دعا به اتمام رسید.

درضمن از زحمات بی شائبهٔ خانم آزاده عزیزم تشکر می‌کنم.

 

تهیه گزارش: همسفر افسانه





نوع مطلب : دستور جلسات هفتگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 14 شهریور 1396 :: نویسنده : سولماز فداکار
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر