درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : همسفر آزاده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
لژیون همسفر آزاده




به نام قدرت مطلق

جلسه ی امروز راس ساعت 17:30 با دستور جلسه ی سی دی خواست وتقدیرات وتفکرات به استادی خانم آزاده در روز دوشنبه ۹/۵/۹۶ آغاز به کار کرد.
آقای امین در مورد ترس میگویند: ترس تفکر را میخورد ، در تفکر ما رسوخ میکند. تفکر مسیر حرکت ماست اگر مادر مسیری که حرکت میکنیم ترس داشته باشیم باعث میشه که منحرف شویم واز مسیر اصلی دورشده وبه بیراهه پرتاب شویم ...
خانم لیلا (۱) گفتند: آقای امین در مورد ترس میگن: ترس تفکر را میخورد، در تفکر ما رسوخ میکند. تفکر مسیر حرکت ماست اگر ما در مسیری که حرکت میکنیم ترس داشته باشیم باعث میشه که منحرف شویم واز مسیر اصلی دور شده و به بیراهه پرتاب شویم.
مثل این که من در مسیر کنگره قرار گرفتم ولی ترس این را دارم که مسافرم گریز بزنه ؛ این ترس فکر من را میخورد وباعث میشود که من آموزش ها را نشنوم و نگیرم.
هر جا ترس باشه آنجا آگاهی وروشنایی نیست و باعث میشه که ما به سمت تاریکی برویم. در این جهان هیچ چیز به زور نیست و همه طبق خواست وفرمان خود ماست، اگه من خواست آموزش داشته باشم مثلاً تلوزیون را باز کنم اون آموزش را از طریق یک برنامه تلوزیونی به من انتقال داده میشه.
خانم آزاده: هر اتفاقی که برای ما می افته بر اساس سه مطلب است." خواست ، تقدیرات و تفکرات " خودمان است.
یکی این که من واقاً خودم میخواهم اون کار انجام بشه ومن خواسته اش را دارم، در واقع خواسته ی من باید واقعی باشه ونبایدوقتی به یکسری سختی ها ومشکلات بر خوردیم دیگه بگیم نه سخت من نمیتونم به اون برسم؛ پس خواسته باید خواسته واقعی وعمیق باشه .
بعد از آن تقدیرات است. تقدیر یعنی قدر واندازه.بر اساس اینکه آدم ها چقدر تلاش کردند وچقدر پیشینه دارند وچقدر تسویه کردند وبه چه مرحله ای رسیدند، بر اساس اینها میشه قدر واندازه ی آنها، در واقع جایگاه آنها؛ پس بر اساس تلاش ما سرنوشت ما ساخته میشه. بر اساس جایگاه وقدر واندازه و پیشینه ی ماست که اون اتفاقات را به ما پیشنهاد میکنند.
سومی تفکرات است که ما بر اساس تفکرات یک مسیر ی را برای خودمان باز میکنیم ، در واقع همان تفکرات مثبتی که داریم.
خانم لیلا(۱): تفکرات در زمان حال اتفاق می افتد ومسیر اصلی را به ما نشان میدهد. اگر حسی بنام ترس باشه تفکرات ما باعث میشه که از مسیر اصلی دور بشیم وآموزش ها را نگیریم و از چیزی که می ترسیدیم همون اتفاق بیفته.
خانم آزاده : اگر چیزی برای ما مقدّر شده ، پس اون خواست واراده ی ما چی میشه ؟ خانم لیلا : چیزی که برای ما مقدّر شده برای زمان گذشته بوده وما به گذشته کاری نداریم وما در زمان حال هستیم ووقتی در حال باشیم میتوانیم با اون تلاش وتفکرمون جلو برویم ونمیتونیم بگیم این سرنوشت ماست چون ما اراده واختیار داریم.
خانم معصومه : به فکر خودمون هم بستگی داره، اگر ما فکر کنیم تقدیرمون همین ، خوب هیچ تلاشی نمیکنیم و میگیم تقدیر ما نوشته شده پس تا آخر عمر همه ی این مشکلات را داریم و هیچ کاری نمیکنیم . ولی اگر چیز دیگه ای باشه وبگیم که خودم اختیار دارم و میتونم خودم راه راست را انتخاب کنم وپیش ببرم. پس میتونم با تفکر وآموزشها ی درست تلاش کنم و راه درست را انتخاب کنم.
در ادامه خانم زهرا گفتند : اگر کار خدابود واصلاً اراده خدا نبود من خودم همش فکر میکردم که دعا کنم و خدا بخواد مسافرم خوب میشه ؛ ولی دیدم نه اینطوری نیست ، مسافرم باید خودش بخواد ، اراده کنه تا درمان بشه .الان اراده کرده وداره میاد کنگره . پس چون خودش اراده کرده وخدا هم کمک میکنه که انشاالله به در مان میرسه.
خانم آزاده : خداوند در قرآن میفرماید : روز الست هست که همه ی موجودات وجود داشتند و خداوند خودش را به عنوان پروردگار معرفی میکند واز ما یک پیمانی گرفت که ما بعنوان پرکردگار قبولش داریم ، آنجا همه ی ما بله گفتیم ولی حالا یادمون رفته؛ پی یکبار زندگی نیست، بلکه آرشیو ما بسته است یعنی یادمون نمیاد که ما چی میخواستیم . حتی گاهی پیش میاد چیزی را میخریم بعد یادمون میاد که چند سال پیش دلمون آن را میخواسته ولی یادمون رفته. در واقع تقدیر میخواد بگه که این نیست که ما اراده نداریم و اختیاری در سرنوشتمون نداریم و خداوند فقط تقدیر ما را نوشته ؛ نه اصلاً این طوری نیست ؛ انسان اختیار داره بر اساس نامه ی پیشین وتلاش هایی که کرده این زندگی به او داده شده. حالا میرسیم به جایی که اون چیز هایی که میخواستیم بر اساس اون درجه به ما دادند. پس تقدیر چیزی نیست که به ما اجبار شده باشد ، در واقع اون قدر واندازه و جایگاه را خودمون فراهم کردیم.
خانم سولماز(۲) : یک جایی تو سی دی میگه: یک وقت هایی یک مشکلی برای ما پیش میاد ومن همش بیتابی میکنم وبه هر دری میزنم، شرایط ما همسفر ها قبل از کنگره شاید اینطوری بوده ودنبال راهی بودیم؛ حالا میگه شاید انسان وقتی تحمل اون شرایط سخت را نداره میتونه براش ی تنبیه باشه بخاطر کارهایی که در گذشته انجام داده، مثل قانون عمل وعکس العمل میمونه ، کاری که ماانجام میدهیم شاید سالها بگذره و وقتی ما بمیریم وبریم دنیای دیگه ، تو ی بعد دیگه باید نتیجه کاری که کردیم را دریافت کنیم. پس وقت هایی که ما اون پذیرش را نداریم میتونه برامون یک تنبیه باشه. امّا یک صورت قضیه هم این که ی وقت هایی ما حالمون خوب نیست اما می پذیریم و بر میگردیم و امید داریم واین میتونه برای ما یک آموزش باشه برای اینکه بیایم کنگره وخودمون وجهان بینمون را تغییر بدیم.

در آخر خانم آزاده عزیز با دعا جلسه را به اتمام رساندند.
نویسنده : همسفر افسانه





نوع مطلب : گزارش لژیون دوشنبه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 19 مرداد 1396 :: نویسنده : سولماز فداکار
نظرات ()
پنجشنبه 23 شهریور 1396 06:27 ب.ظ
Please let me know if you're looking for a article writer for
your weblog. You have some really good posts and I think I would be a good
asset. If you ever want to take some of the load off, I'd really
like to write some articles for your blog in exchange for a link back to mine.
Please send me an email if interested. Many thanks!
یکشنبه 22 مرداد 1396 11:46 ب.ظ
خداقوت به راهنمای عزیزم و خواهران نازنینم، زندگیتان سراسر آرامش و عشق
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر