تبلیغات
لژیون همسفر آزاده - خلاصه لژیون روز پنج شنبه 5-5-96
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : همسفر آزاده
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
لژیون همسفر آزاده




به نام خداوند رحمان

جلسه ی امروز با حضور سرکار خانم آزاده و استادی خانم زهره با دستور جلسه ی سی دی حرمت  راس ساعت 19 آغاز به کار کرد.

ابتدا خانم زهره اینطور شروع میکنند:در سی دی گفته میشود هر چیزی حرمتی دارد،مثل جاده،دریا،رودخانه و...و ما میبینیم که یکسری از آدم ها می آیند و کنار جاده یک خانه یا مغازه میسازند و توجه نمیکنند که این جاده حرمت دارد و ممکن است در یه لحظه یک تریلی بیاید و همه چیز را خراب کند،تازه جان یکسری انسان را هم بگیرد،یا برای مثال می آیند در کنار یک رودخانه که کم آب است،خانه می سازند و سیل می آید و همه چیز را میبرد.


کنگره 60 هم یکسری حرمت ها دارد که خیلی مقدس است و کسانی که وارد کنگره میشوند باید این حرمت ها را حفظ کنند.ما در این جا چیزی به نام پلیس یا مامور نداریم و باید خودمان این مسایل را رعایت کنیم  و جالب اینکه ما در بعضی شعب در یک جلسه 500 یا 600 نفر مصرف کننده داریم ولی چرا اینجا انقدر نظم برقرار است؟چرا حرمت ها شکسته نمیشود؟ولی در یک خانواده ی چند نفره که یک شخص اعتیاد دارد ،انقدر بهم ریختگی وجود دارد!دلیل آن فقط رعایت حرمت هاست.
ما وقتی به جلسات می آییم،فقط باید سلاما سلاما باشد یعنی باید فقط رابطه مان در حد سلام باشد چون حرمت ها شکسته نشود.
نکته ب بعدی اینکه دروغ گفتن کاملا ممنوع است و به هیچ عنوان نباید به هم دروغ بگوییم و یا وقتی یک راهنما از رهجو میپرسد:چقدر دارو مصرف میکنی؟اگر رهجو دروغ بگوید مطمینا به نتیجه نمیرسد.
کنگره 60 مثل ستون های یک مسجد است و پایه هایی دارد ،زمانی که این پایه ها خیلی بهم نزدیک شوند،باعث تخریب میشود و وقتی خیلی از هم دور شوند باز هم خراب میشوند،یعنی اگر حرمت حفظ نشود بهر صورت باعث تخریب میشود.همچنین در کنگره تحت هیچ شرایطی نباید بهم پول قرض بدهیم چون ممکن است بعد مدتی طرف پولش را بخواهد و من نداشته باشم پس بدهم، دروغ بگویم و مشکلاتی پیش بیاید.نکته ی مهم دیگر اینکه نباید یکدیگر را سرزنش کنیم،برای مثال اگر من با خواهر لژیونی ام مشکلی دارم باید بروم مستقیم به خودش بگویم و نباید پشت سرش حرفی بزنم.همچنین وقتی کسی دارد صحبت میکند نباید حرفش را قطع کنیم ،یا بگوییم میان حرفت شکر!!بلکه باید اجازه دهیم حرفش تمام شود بعد صحبت کنیم  و فردی هم که دارد صحبت میکند باید جوری حرف بزند که به دیگران هم مجال بدهد که صحبت کنند.
یکی دیگر از حرمت های کنگره اینکه از به کار بردن الفاظ ناشایست خودداری کنیم.در رابطه ی بین یک رهجو و راهنما هم نباید خیلی صمیمیت باشد که رهجو برای استادش جوک خنده دار بفرستد  چون اگر راهنما استقبال کند ایندفعه شاگرد بدتر از آن را میفرستد.
ما باید طرز حرف زدنمان در هر جمعی متناسب با آن جمع باشد،و فقط زمانی از الفاظ مفرد استفاده کنیم که با آن شخص صمیمی باشیم ولی در غیر اینصورت باید به صورت مودب و جمع صحبت کنیم.یکی دیگر از حرمت ها اینکه هر انسانی خودش حریم اش را باید مشخص کند،که مثلا من اجازه بدهم خانم فلانی وارد حریم شخصی من بشود و این من هستم که اجازه میدهم  که هر کسی به هر نحوی بخواهد حریم ها را زیر پا بگذارد مثلا ما میخواهیم لطیفه ای تعریف کنیم نباید بگوییم اون مشهدی،اصفهانی،تبریزی و....در واقع ما نباید یک قومیت خاصی را زیر سوال ببریم.
در ادامه ما باید از پوشش مناسب در کنگره استفاده کنیم،نه تنها خانم ها باید این مسیله را رعایت کنند بلکه آقایان هم موظف هستند مرتب و تمییز و ساده به جلسه بیایند.همچنین یکی از حرمت ها این است که دادن شماره تلفن به یکدیگر ممنوع است.همچنین باید در جلسات مراقب لوازم شخصی خود مثل موبایل و کیف و...باشیم چون اگر نتوانیم از اینها مراقبت کنیم چگونه میخواهیم از زندگی مان محافظت کنیم؟و نمیتوانیم مسیولیت یک خانواده را به عهده بگیریم!
ما به کنگره آمده ایم تا حالمان بهتر شود،ما آمده ایم تا به آرامش برسیم و دنبال دوست پیدا کردن نیامده ایم!در واقع یک راهنما و رهجو هم نباید بیرون از کنگره با هم ارتباطی داشته باشند.همچنین گروه ها و زیر مجموعه های هرمی هم نباید وارد کنگره شوند.ما اینجا طرفدار هیچ گروهی خاصی مثل آبی یا قرمز نیستیم.ما فقط برای درمان و آرامش وارد کنگره شده ایم.
بعد در ادامه بچه ها از حرمت کنگره صحبت کردند.خانم سولماز2:یکی از حرمت های مهم رابطه ی مهم بین رهجو و راهنماست که من به نوبه ی خود اصلا متوجه این رابطه نبودم و دایم با پیام ها و تماس هایم راهنمایم را اذیت میکردم و من فکر میکردم راهنما یک مشاوره ی خانواده است اما با گذشت زمان و راهنمایی های خانم آزاده عزیز من فهمیدم که باید در مواقع خاص و در مورد درمان و سفر مسافر مسایلم را مطرح کنم و راهکار بگیرم...خانم سمیه:من این سی دی رو واقعا دوست داشتم و از آن درس گرفتم چون نمیدانستم چه جوری با کوچک و بزرگ صحبت کنم و واقعا به این نتیجه رسیدم هرکی خودش با رفتار و کردارش نشان میدهد که چه شخصیتی دارد و طرف مقابل با چگونه میتواند رفتار کند؟من روی خودم خیلی متمرکز شدم که از این به بعد چگونه رفتار کنم تا اطرافیان هم حرمت مرا حفظ کنند.خانم سولماز1:به نظر من حرمت همه جا تاثیر دارد.من به شخص خودم خیلی حرمت ها را حفظ  میکردم اما یه موضوعی بود که در خانواده ی همسرم رعایت میشد و منم عادت کرده بودم که همگی با هم صحبت کنیم و وسط حرف هم بپریم اما با ورود به کنگره خیلی این موضوع را رعایت میکنم  و سعی میکنم دیگر این کار رو نکنم.یه تجربه دیگر اینکه مسافر من وقتی تازه به کنگره می آمد بر اثر مصرف شیشه توهم داشت و فکر میکرد گوشی هایش کنترل میشوند و به خاطر همون موضوع به برادر لژیونی اش گفته بود و او هم که تازه وارد بود 4 عدد گوشی مسافرم را گرفته بود که درست کند،ولی متاسفانه ایشان رفت و دیگر به کنگره نیامد.به خاطر همین است که میگویندحرمت ها را رعایت کنید و اولین سودش هم به خودمان میرسد.خانم کبری:به نظر من هم سی دی خیلی خوبی بود و به من کمک کرد حرمت ها را حفظ کنم تا دیگران هم حرمت مرا نگاه دارند.خانم روشنک:هر چه انسان به دیگران احترام بگذارند،دیگران هم حرمت او را رعایت میکنند.
خانم زهره:به نظر من تمام حرمت ها را اگر در زندگی ما کاربردی کنیم بسیار موفق خواهیم بود ،من خودم باعث میشوم دیگران وارد حریم شخصی من شوند،پس من خودم باید حرمت ام را نگاه دارم و اینکه در کنگره فقط سلاما سلاما باشد.خانم زهرا:در این سی دی من متوجه این موضوع شدم که چقدر این حرمت های کنگره با ارزش هستند و اگر این ها نبود واقعا چه میشد؟من هم خدا رو شکر میکنم با وجود مصرف کننده بودم همسرم در این سالها ،همیشه این احترام و حرمت ها در خانواده مان بوده و هست و بچه ها از پدرشان حرف شنوی دارند و به پدرشان احترام میگذارند.خانم ناهید:من هم با جاری و خواهر شوهر هایم خیلی درد دل میکردم و همه حرف هایم را به آنها میگفتم  و آخر سر تمام حرفهایم را به دیگران گفته بودند و اشتباه از من بود که این حرمت ها را رعایت نکردم.در مورد کنگره هم اینکه اگر من این حرمت ها را رعایت نکنم این فرهنگ سازی میشود و افراد بعدی هم که بعد من می آیند هم حرمت ها را رعایت نمیکنند و حتی اگر من نوعی هم در آینده کمک راهنما شوم هم رهجوهایم نیز حرمت ها  را رعایت نخواهند کرد.خانم مرجان:من هم یک تجربه دارم،اوایل که به کنگره می آمدم،مسافرم به من گفت یک برادر لژیونی دارم که نزدیک خانواده ی ما هستند ،شما هم میتونی با خانم ایشان بروی و بیایی و من هم قبول کردم و در ادامه ی این رابطه اون خانوم مدام مسافر مرا مورد سرزنش قرار میداد و یکسری حرف هایی به او میزد که مرا ناراحت میکرد.حتی یک بار خانم آزاده به من گفتند:اگر با هم میروید در یک مسیر،اصلا در مورد مسافرتان صحبت نکنید.خانم هما:من هم در این سی دی متوجه شدم که من یک ایرادی دارم که وقتی میخواهم با شخصی صحبت کنم نمیتوانم این حد و اندازه را رعایت کنم،امیدوارم در ادامه بتوانم این مشکل را حل کنم.
خانم آزاده میگویند:من باید از تجربیاتم در لژیون و جلسه صحبت کنم و حق ندارم در مورد دیگران چیزی بگویم و به دیگران اجازه بدهم در مورد خودشان صحبت کنند و احساس امنیت کنند.یادتان باشد ما باید خودمان تلاش کنیم و رابطه ی خوبی با خواهر لژیونی هایمان داشته باشیم مثلا اگر شما بدانید من امروز نمی آیم  و شما هم دوست ندارید به کنگره بیایید یه جای کار مشکل دارد!
*ما به کنگره آمده ایم فقط فقط و فقط برای درمان اعتیاد*.
در ادامه راهنمای خوبمان گفتند:زمانی که کسی می آید و در مورد شخص دیگری بدگویی میکند،اگر من ادامه ندهم ،به این جریان کمک میکنم که بعد این دیگر درمورد شخص دیگری با  من صحبت نکند و البته ممکن است شما با آن شخص رودربایستی داشته باشید و فوری نتوانید بگویید که نمیخواهم ادامه دهم ولی باید سعی کنید و ادامه دهید تا موفق شوید.اگر هم میبینید بدگویی در موردتان زیاد است حتما خودتان هم این کار را زیاد میکنید چون این جریان مثل قانون کارما است.
یادمان باشد همه ی ما انسان هستیم و دچار خطا و اشتباه میشویم،گاهی ممکن است عصبانی شویم و کاری که خارج از انتظار است انجام دهیم،اما ما باید یاد بگیریم که چشم بپوشیم روی اشتباه دیگران و انسان ها را به راحتی قضاوت نکنیم.
امیدوارم همگی بتوانیم نسبت به حرمت های کنگره پایبند باشیم تا رهایی واقعی را تجربه کنیم.

 جلسه با دعا به پایان رسید.
با تشکر از راهنمای عزیز و مهربانمان




نوع مطلب : گزارش لژیون دوشنبه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 12 مرداد 1396 :: نویسنده : سولماز فداکار
نظرات ()
یکشنبه 26 شهریور 1396 02:31 ق.ظ
Excellent article. I will be going through many of
these issues as well..
شنبه 18 شهریور 1396 09:56 ق.ظ
You really make it appear really easy together with your presentation however I to find this topic
to be actually something that I feel I would by
no means understand. It kind of feels too complex and extremely broad
for me. I'm looking forward in your subsequent publish, I will
attempt to get the grasp of it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر